عبد الملك الثعالبي النيسابوري ( مترجم : رضا انزابى نژاد )
426
ثمار القلوب في المضاف و المنسوب ( فارسى )
يعنى : فرزندان جفنه در پيرامون گور پدرشان - حارث ابن مارية - مرد بخشنده و گرامى [ جمع آمدهاند ] . قرية النّمل . خانه يا جاى پرجمعيت را به قريهء موران مانند كنند . امّا ابو تمّام در ستايش شراب جز اين خواسته كه گفته : و كأس كمعسول « 1 » الأمانى شربتها * و لكنّها أجلت و قد شربت عقلى إذا ما تحسّاها الفتى ظنّ قلبه * لما دبّ فيه قرية من قرى النّمل يعنى : بسا جام باده را چون آرزوهاى شيرين سركشيدم ولى شراب از ميان رفت در حالى كه خرد مرا زدوده بود جوان چون آن را جرعه جرعه نوشد يا سركشد ، شراب كه در درونش اثر كند قلب خود را لانه مورچگان پندارد و پرند شمشير را نيز به راه سرازير شدن مورچگان مانند كنند . امرؤ القيس گفته : متو سّدا عضبا مضاربه * فى متنه كمدبّة النّمل يدعى صقيلا و هو ليس له * عهد بتمويه و لا صقل به شمشيرى تكيه كرده بود كه پرند و لبههاى استوار آن مانند صف مورچگان بود آن را صقيل [ زدوده و جلا يافته ] خوانند حال آن كه نه آبش دادهاند و نه جلا . پس از امرؤ القيس شاعران بسيارى اين تمثيل را به كار بردند . ابو نواس در وصف باز گفته : كأنّ فوق صدره « 2 » و الهادى * آثار مشى الذّرّ فى الرّماد يعنى : پندارى كه بالاى سينه و پيش گردن وى نشانه راه رفتن مورچگان در روى خاكستر باشد . قريش الأباطح . قريش البطاح نيز گويند ، و آنها قريشيان نژاده و اصيل بودند كه در بطحاء مكّه ، كه ميانه و مركز مكه بود فرود آمدند و براى خود خانه و
--> ( 1 ) - متن : لمعسول . ضبط ابراهيم صالح را برگزيديم ( م . ) ( 2 ) - ضبط ابراهيم صالح : متنه . ( م . )